محمد معصوم البكري ( نامى )
273
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
ص 34 ، س 1 : فوجى با قطب الدين ايبك به تسخير سند تعين نمود : اين بيان مير معصوم خلاف واقع مىنمايد ، زيرا كه در فتوحات شهاب الدين در هند اسم قطب الدين را تا سنه 488 ه نمىشنويم كه دران سال اقطاع كهرام به دو مفوض شد ( طبقات ناصرى ، ص 120 ، 129 ؛ تاريخ مباركشاهى ص 10 ؛ طبقات اكبرى ، جلد اول ، ص 38 ) . و نيز اسم سيف الملوك را در كتب تاريخ نمىيابيم ، الا اينكه در سنه 577 ( بر وفق طبقات اكبرى ، ج 1 ، ص 37 ، و سنه 578 بر وفق طبقات ناصرى ، ص 117 ) سلطان شهاب الدين لشكر به طرف ديول ( ديبل - سند ) برد و تمام آن بلاد كنارهء بحر را در ضبط در آورد و اموال فراوان گرفته بغزنين مراجعت نمود . لهذا حتما كسى را از امراى خود در تصرف اين نواحى گذاشته باشد . ص 34 ، س 14 : يكى از فدائيان كهوكهران : طبقات ناصرى ( ص 124 ) : بدست فدائى ملاحده ( يعنى اسماعيليه ) در منزل دميك در شهور و سنه اثنين و ستمايه شهادت يافت . ص 35 ، س 18 : اوچه و ملتان و سند بفرمان ناصر الدين قباجه سمت نفاذ يافت : بر وفق تاريخ مباركشاهى ( ص 16 ) : ملك ناصر الدين قباجه داماد سلطان قطب الدين طرف سند رفت و أقطاع ملتان و اچه و بهكر و سيوستان را قابض گشت . طبقات اكبرى ( جلد اول ، ص 55 ) همان عبارت را نقل كرده گويد كه « بعد از وفات سلطان قطب الدين ملك ناصر الدين قباجه ( كه دو دختر سلطان قطب الدين در حبالهء او بود ) به طرف سند رفته ملتان و اچه و بهكر و سيوستان را متصرف شد . صاحب طبقات ناصرى ( ص 142 - 143 ) بيشتر ازين اطلاع دارد و گويد كه « چون ملك ناصر الدين قباچه بعد از حادثه سلطان قطب الدين به طرف اچه « 1 » رفت ، شهر ملتان را ضبط كرد
--> ( 1 ) قبل ازو مقطع اچه در ملك ناصر الدين ايتم بود ( طبقات ناصرى ، ص 142 ؛ طبقات اكبرى ، جلد اول ، ص 45 ) و ليكن بعد از شهادت او در مصاف اندخود ( 601 ه ) ، سلطان شهاب الدين مقطع اچه را بناصر الدين قباچه مفوض نمود .